حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
20
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
راند و منذر بن ماء السّماء را بامارت سابق خود برگرداند . 4 - نعمان بن منذر ( 585 - 613 ) : كه بزرگترين ملوك آل لخم است و ابو قابوس كنيه داشته و او به دو علت در تاريخ شهرت يافته يكى به علت آنكه ممدوح نابغهء ذبيانى از مشاهير شعرا و از اصحاب معلقات سبع است ديگر آنكه با هرمزد چهارم و خسرو پرويز پادشاه ساسانى معاصر بوده و با ايشان حكايات و وقايعى دارد كه از شرح آنها ميگذريم . نعمان بن منذر را بالأخره خسرو پرويز در زير پى پيل هلاك كرد و اين قصه نيز مشهور است « 1 » بخصوص كه اين واقعه يعنى قتل نعمان بتوسط خسرو پرويز باعث بروز جنگى بين عرب و ايرانيها شده كه در تاريخ بواقعهء يوم ذى قار معروفست و آن واقعه كه در آن ايرانيها شكست خوردند و درصدد كشيدن انتقام و زدودن لكّهء ننگ آن برنيامدند ضعف باطنى ايرانرا بر عرب واضح كرد و چند سال بعد كه اسلام ايشانرا بحملهء بايران خواند با داشتن اين سابقه بر جسارت آنطايفه بشدت افزود . پس از قتل نعمان خسرو پرويز مردى از قبيلهء طى را بر حيره امارت داد و پس از او عاملى ايرانى بنام زادويهء ماهان همدانى برآنجا گماشته شد سپس امارت بآل لخم برگشت و منذر پسر نعمان مقتول بامارت حيره رسيد و او تا سال 628 ميلادى يعنى سال ششم هجرى از طرف ايران در حيره ولايت داشت ولى همين كه خالد بن وليد با لشكريان پرجوش عرب عازم فتح قسمت غربى ايران شد مغلوب خالد گرديد و بشكست او سلسلهء ملوك آل لخم برافتاد . غساسنه غساسنه از اعراب ازد يمناند كه پس از انفجار سدّ مارب و نزول سيل عزم از جنوب به طرف شام رهسپار شده و در فضاى بين بادية الشّام و مرتفعات شرقى فلسطين در كنار آبى كه غسّان نام داشت سكونت گزيدند و به همين علت بقبيلهء غسّان و غساسنه شهرت يافتند . دامنهء استيلاى غساسنه بتدريج بحدود وادى علياى فرات و اطراف جبل حوران
--> ( 1 ) - خاقانى ميگويد در اشارهء به اين قضيه : از اسب پياده شو بر نطع زمين رخ نه * زير پى پيلش بين شهمات شده نعمان